پست مدرن چیست؟

از لحاظ لغوى Post بیشتر تداوم جریانى را ثابت مى کند، و پست مدرنیسم به معناى پایان مدرنیسم نیست، بلکه نقد مدرنیسم و تداوم جریان مدرنیسم مى باشد. این اصطلاح در زبان فارسى به فرانوگرایى، یا نوگرایى، پسامدرنیسم و فرامدرنیسم و... ترجمه شده است.

پسا مدرن را می توان مجموعه ای از ساختار شکنی ها، زیر سؤال بردن ها و بی حد و مرزبودن تلقی کرد که خود در نهایت به مجموعه ای از قواعد تبدیل می گردد که هر که خواهان وارد شدن در این عرصه است باید ضابطه هایی را رعایت کند که در نتیجه ی بی ضابطه گی حاصل شده است.پسا مدرن حتی به شما اجازه می دهد فراتر از حدود طبیعی و آنچه حقیقت تلقی می گردد مرغابی نقاشی ات  را صورتی رنگ کنی!


باید توجه داشت زمینه هایى که واژه پست مدرنیسم بکار رفته بسیار چشمگیر و در خور توجه است که مى توان به موارد زیر اشاره کرد: 1 - موزیک (استاک هازن، هالى وى، لورى آندرسن و تردیسى) 2 - هنر (ماخ، راوشن برگ و باسیلنز) 3 - رمان (بارث، بالارد و داکترو) 4 - فیلم [فیلمهاى (The wdding) ,(wenther by) و [(Body Heat) 5 - عکاسى (شرمان، لوین، پرنیس) 6 - معمارى (خبگز، بولین) 7 - ادبیات (اسپانوس، حسن، فیلور) 8 - فلسفه (لیوتار، دریدا، بادریلارد و ریچارد رورتى) 9 - انسان شناسى (کلیفورد، مارکوز و تایلر) 10 - جامعه شناسى (دنزین) 11 - جغرافى (soja)

ادبیات مدرن:
این ادبیات مخصوص نخبگان است و هر کسی نمی تواند اون را مطالعه کند و حتی در این مجال قلم فرسایی نماید.چرا که دارای دارای قواعدی ست که باید رعایت بشود.شکسپیر، دانته ، تی اس الیوت، کافکا از جمله نویسندگانی اند که خواسته و ناخواسته قوانین مدرنیته رو رعایت کرده اند و به همین رو مورد حمایت نویسندگان مدرن هستند.در واقع باوری که در ورای قواعد سخت نویسندگی در مدرنیته وجود دارد این است  که ما نخبگان مشخص می کنیم چه چیزی نوشته بشود ، چه چیز خوانده بشود یعنی ما مسیر  آگاهی مردم رو تعیین می کنیم.سبک نوشتاری نویسندگان پسا مدرن  اصلا احساساتی و پر آب و تاب نیست برای همین کمتر عامه پسنده می باشد.نویسندگی در این سبک رو میشود بالا رفتن از برج عاج دانست.ابتذال و احساسات در این سبک راه ندارد چون می خواهد یک جامعه ی متعالی و پیشرفته بوجود آورد.

ادبیات پسا مدرن:
بازهم ساختار شکنی ، نقد و گفتگوی دوباره با سبکهای قبلی در این عرصه به چشم می خورد.پسا مدرنها نویسندگان مدرن و سبک آنها رو اشیایی خاک گرفته می دانند که حالا دیگر فقط به درد  موزه می خورد.پسا مدرنها نوعی ادبیات خستگی رو تقدیم می کنند به این معنی که همه سبکها از پیش آزموده شده و دیگر سبک جدیدی برای ابداع نمانده است پس یا ساختارها را بشکنیم یا سنتی و جدید رو ترکیب کنیم  تا به سبکی جدید دست  بیابیم و یا اصلا بازگشتی به سنتها داشته باشیم.
فراداستان یک سبک خاص پسا مدرنیسم است که می توان آن را اوج ساختار شکنی ادبی دانست.فراداستان عمدتا قواعد و قراردادهای داستان را آشکارا در معرض دید قرار می دهد .مثال:
"رمان از یک ایستگاه قطار شروع می شود....دود زیادی قسمت اول پاراگراف را می پوشاند."خواننده در عمق داستان و تصویر سازی به ناگاه با این ضربه ی ادبی بر می خورد که به او یاد آور می شود آنچه می خواند چیزی جز ترکیب پارگرافها نیست.با این جمله رمان بودن رمان به خواننده یاد آوری میشود.علاوه بر این این سبک زمان پریش است و تسلسل زمانی در
آن رعایت نمی شود.

عزیزانی که علاقمندند دراین موضوع اطلاع کامل تری

راکسب کنند چند کتاب معرفی می کنم:


۱- پست مدرنیسم، گلن وارد، ترجمه ی ابوذر مرمی، نشر ماهی
۲- ادبیات پسا مدرن، پیام یزدانجو، نشر مرکز
۳- مبانی داستان کوتاه، مصطفی مستور، نشر مرکز
۴- مقاله فتح اله بی نیاز، سایت آتی بان
۵- داستان پست مدرن ( مقاله)-،دکتر فروغ صهبا، سایت وازنا
۶- من یک پست مدرن هستم ( مقاله)، فدروس ساروی، وبلاگ خنده گری

/ 1 نظر / 54 بازدید
...

سلام ممنون البته معنی که شما از پست مدرن ارایه دادین یکی از برداشتهایی است که از واژه "پست "شده و اون هم معنای "دوولوپ" به معنی توسعه دادن و گسترش می باشد معانی دیگری هم از واژه "پست" شده که می توان به معنای "افتر" به معنی پس از دوران مدرن و معنی "کریتیک" به معنی نقد مدرنیته و ... میتوان اشاره کرد به مقالات دکتر عبدالکریمی میتوانید مراجعه کنید