یاد تویادعشق نخستین است - راز باران


راز باران

 

 

شادم که همچو شاخه ی خشکی باز

درشعله های قهرتومیسوزم

گویی هنوزآن تن تبدارم

کز آفتاب شهرتو میسوزم

دردل چگونه یادتو میمیرد

یاد تویادعشق نخستین است

یادتو آن خزان دل انگیزیست

کوراهزارجلو ه ی رنگین است

اما من آن شکوفه ی اندوهم

کز شاخه های یادتو می رویم

شبها ترا به گوشه تنهایی

در یاد آشنای تومی جویم

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۸ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ توسط سودابه نظرات () |

Design By : LoxTheme.com

bye>