او در سال ۱۹۴۱ اولین نوشتههایش را در روزنامهای به نام Juventude که مخصوص شاگردان دبیرستانی بود منتشر کرد و در سال ۱۹۴۷ به تحصیل رشتهٔ حقوق در دانشگاه بوگوتاپرداخت و همزمان با روزنامه آزادیخواه الاسپکتادور به همکاری پرداخت. در همین روزنامه بود که گزارش داستانی سرگذشت یک غریق بصورت پاورقی چاپ شد در سال ۱۹۵۴ به عنوان خبرنگار الاسپکتادور به رمو در سال ۱۹۵۵ پس از بسته شدن روزنامهاش به پاریس رفت. در سفری کوتاه به کلمبیا در سال ۱۹۵۸ با نامزدش مرسدس بارکاپاردو ازدواج کرد. در سالهای بین ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۱ به چند کشور بلوک شرق و اروپایی سفر کرد و در سال ۱۹۶۱ برای زندگی به مکزیک رفت. در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان صد سال تنهایی کرد و آن را در سال ۱۹۶۷ به پایان رساند. صد سال تنهایی در بوینس آیرس منتشر شد و به موفقیتی بزرگ و چشمگیر رسید و به عقیدهٔ اکثر منتقدان شاهکار او به شمار میرود. او در سال ۱۹۸۲ برای این رمان، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات بوده است در سال ۱۹۷۰ کتاب سرگذشت یک غریق را در بارسلون چاپ کرد .یک سفر طولانی به مدت ۲ سال را در کشورهای کارائیب آغاز کرد و در طول این مدت کتاب داستان باورنکردنی و غمانگیز ارندیرای سادهدل و مادربزرگ سنگدلاش را نوشت که جایزه رومولوگایه گوس بهترین رمان را بدست آورد. وی سپس دوباره به اسپانیا برگشت تا روی دیکتاتوری فرانکواز نزدیک مطالعه کند که حاصل این تجربه رمان پاییز پدرسالاربود در اوایل دهه ۸۰ به کلمبیا برگشت ولی با تهدید ارتش کلمبیا دوباره به همراه همسر و دو فرزندش برای زندگی به مکزیک رفت. او در سال ۱۹۹۹ رسماً مرد سال آمریکای لاتین شناخته شد و در سال ۲۰۰۰ مردم کلمبیا با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا توسط مارکز بودند که وی نپذیرفت. مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی رئالیسم جادویی است، اگرچه تمام آثارش را نمیتوان در این سبک طبقهبندی کرد. در ایران چندین مجموعه داستان کوتاه از مارکز به چاپ رسیده که بیشتر آنها از کتابهای مختلف وی جمعآوری شدهاند و نسخه مشابهی در کتابهای اصلی نویسنده ندارند. حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله ! یک روزهشت ساعته وپدررااز داشتن یک شب هشت ساعته ، محروم می کند چیزی است که خودمی سازد . دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم،دوست داشته باشیم . انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند بدترین دشمن وی است . بزرگ را با قلب . هرگز نمی توان عشق ورزید . خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد ،بخورد . نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت های بد است . وکمال خود ادامه می دهدو به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار آفت میشود . لذت دنیا است .
گابریل خوزه گارسیا مارکِز (به اسپانیایی: (Gabriel José García Márquez،رمان نویس ، روزنامهنگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی است. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو مشهور است و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی میکند.آثار
رمانها
داستانها و رمانهای کوتاه
غیر داستانی
مجموعه داستانهای کوتاه
در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهترمی دانند ، وگاهی اوقات پدران هم .
در 20 سالگی یادگرفتم که کارخلاف فایده ای ندارد،حتی اگربا مهارت انجام شود
در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ، مادر را از داشتن
در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ،قدرت زن .
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که
در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی ، چیزهایی است که برای
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه
در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات
در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد ،اما بدون ایثار
در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ،باید بعد از
در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت های خوب
در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ، به رشد
در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرارگرفتن بزرگترین
در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.....
| Design By : LoxTheme.com |
