و همین درد مرا سخت می آزارد - راز باران


راز باران

 

 

من نمی دانم

_
و همین درد مرا سخت می آزارد _

که چرا انسان،

این دانا،

این پیغمبر،

در تکاپوهایش،

_
چیزی از معجزه آن سو تر _!

ره نبرده ست به اعجاز محبت،

چه دلیلی دارد؟

چه دلیلی دارد،

که هنوز،

مهربانی را نشناخته است؟

و نمی داند در یک لبخند،

چه شگفتی هایی پنهان است!



من برآنم که درین دنیا

خوب بودن، به خدا، سهل ترین کار است.

و نمی دانم،

که چرا انسان،

تا این حد،

با خوبی بیگانه ست

و همین درد مرا سخت می آزارد.


"
فریدون مشیری
"
نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٩ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط سودابه نظرات () |

Design By : LoxTheme.com

bye>